الشيخ عباس القمي
69
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
مانند جو و خرما و هر چه مىطلبيدند عطا مىفرمود ، و بر زمين مىنشست و بر زمين طعام مىخورد ، و بر زمين مىخوابيد و نعلين و جامهء خود را پينه مىكرد ، و در خانه را خود مىگشود ، و گوسفند را خود مىدوشيد ، و پاى شتر را خود مىبست ، و چون خادم از گردانيدن آسيا مانده مىشد مدد او مىكرد و آب وضو را به دست خود حاضر مىكرد در شب و پيوسته سرش در زير بود و در حضور مردم تكيه نمىنمود ، و خدمتهاى اهل خود را مىكرد . و بعد از طعام انگشتان خود را مىليسيد ، و هرگز آروغ نزد ، و آزاد و بنده كه آن حضرت را به ضيافت مىطلبيدند اجابت مىنمود اگر چه از براى پاچهء گوسفندى بود . و هديه را قبول مىنمود اگر چه يك جرعه شير بود ، و تصدّق را نمىخورد و نظر بر روى مردم بسيار نمىكرد ، و هرگز از براى دنيا به خشم نمىآمد ، و از براى خدا غضب مىكرد ، و از گرسنگى گاهى سنگى بر شكم مىبست و هر چه حاضر مىكردند تناول مىنمود ، و هيچ چيز را ردّ نمىفرمود ، و برد يمنى مىپوشيد ، و جبّهء پشم مىپوشيد و جامههاى سطبر از پنبه و كتان مىپوشيد و اكثر جامههاى آن حضرت سفيد بود ، و عمامه به سر مىبست و ابتداى پوشيدن جامه را از جانب راست مىفرمود و جامهء فاخرى داشت كه مخصوص روز جمعه بود ، و چون جامهء نو مىپوشيد جامهء كهنه را به مسكينى مىبخشيد و عبايى داشت كه به هر جايى كه مىرفت دو ته مىكرد و به زير خود مىافكند و انگشتر نقره در انگشت كوچك دست راست مىكرد و خربزه را دوست مىداشت ، و از بوهاى بد كراهت داشت ، و وقت هر وضو ساختن مسواك مىكرد ، و گاه بندهء خود را و گاه ديگرى را در عقب خود رديف مىكرد و بر هر چه ميسّر مىشد سوار مىشد ، گاه اسب و گاه استر و گاه درازگوش گوش . و فرمود كه : آن حضرت با فقراء و مساكين مىنشست و با ايشان طعام مىخورد . و صاحبان علم و صلاح و اخلاق حسنه را گرامى مىداشت ، و شريف هر قوم را تأليف قلب مىفرمود ، و خويشان خود را احسان مىكرد بىآن كه ايشان را بر